الشيخ الطبرسي (مترجم: نورى و مفتح)
53
تفسير مجمع البيان (فارسى)
قصاص ، اختلاف است . از نظر ما و فقهاى ديگر قصاص واجب نيست . عقيدهء شافعى نيز همين است . ضحاك گويد : در تورات ، حكم ديه ( خونبها ) و جراحت ذكر نشده است ، تنها عفو يا قصاص است . وَ الْعَيْنَ بِالْعَيْنِ وَ الْأَنْفَ بِالْأَنْفِ وَ الْأُذُنَ بِالْأُذُنِ وَ السِّنَّ بِالسِّنِّ : علما گويند : هر دو نفرى كه حكم قصاص قتل دربارهء آنها اجرا شود ، حكم قصاص چشم ، بينى ، گوش و دندان نيز دربارهشان اجرا مىشود . اين اعضا بايد در هر دو نفر از لحاظ سلامت مساوى باشند . هر گاه قصاص قتل اجرا نشود ، اين قصاصها نيز اجرا نميشود . مثل اينكه مسلمانى گوش كافرى را ببرد . وَ الْجُرُوحَ قِصاصٌ : اين جمله عام است و شامل مىشود هر چه را كه قابل قصاص باشد . مثل : لبها ، ذكر ، بيضهها ، دستها ، پاها و . . . زخمها را هم بايد قصاص كرد . زخم آشكار را به زخم آشكار ( يعنى آنكه به استخوان برسد ) و خراش را بخراش و شكستن استخوان را به شكستن استخوان . بجز زخمهايى كه به مغز سر و جوف انسان سرايت كند ، زيرا اگر بخواهند چنين زخمهايى را قصاص كنند ، ممكن است بجان شخص لطمه بخورد . زخمهايى از قبيل كوبيدن گوشت يا جدا شدن استخوان يا جراحتى كه خطر تلف داشته باشد ، قصاص پذير نيستند و بايد ديهء آنها پرداخته شود . تفصيل اين مطلب را بايد در كتب فقهى مطالعه كرد . فَمَنْ تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ كَفَّارَةٌ لَهُ : كسى كه قصاص را صدقه كند ، يعنى از آن چشمپوشى و عفو كند ، كفارهء گناهش خواهد بود . عفو ، كسى مىكند كه مجروح شده باشد يا كسى كه صاحب اختيار خون مقتول باشد . اين معنى از اكثر مفسران است . ابن عمر و ابن عباس - در روايت عطا - و حسن و شعبى گويند : يعنى : كسى كه از قصاص در گذرد ، از آمرزش خداوند و پاداش عظيم او برخوردار خواهد شد . از امام باقر ع روايت است كه : خداوند باندازهء عفو او از قصاص ، گناهانش را مىآمرزد . عبادة بن صامت از پيامبر گرامى روايت كند كه : كسى كه قسمتى از جسد خود را صدقه كند - يعنى از قصاص آن در گذرد - خداوند به همان اندازه از گناهش در مىگذرد .